أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
447
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
مسعى رفته شروع به انداختن تير هوايى كردند . همچنين شمارى از مفسدان در اطراف مكه از فرصت براى غارتگرى استفاده كرده ، به شمارى از خانهها هجوم بردند و اموال موجود در آنها را به غارت بردند . همين طور مفسدان در باديه نيز سر برداشته ، به راهزنى نشستند و مسافران ميان مكه و جده و طائف را لخت مىكردند . نزديك بود كه فتنه به نهايت خود برسد جز آن كه به لطف خداوند كسانى از علماى مكه و شمارى از عقلاى اشراف براى صلح ميان دو گروه تلاش كردند . اين بعد از آنى بود كه مكه طى سيزده روز ، روزهاى سختى را پشت سر گذاشت . سعد بن زيد به عنوان امير تعيين شد و بخش بزرگى از درآمد آن بلاد ، براى شريف حمود اختصاص يافت ، مشروط به آن كه امارت سعد بن زيد را بپذيرد . « 1 » امارت سعد بن زيد در اين وقت مكه جشن عظيمى گرفته ، محلات و بازارها چراغانى و زينت شدند . همان زمان گزارش ما وَقَع براى دربار عثمانى نوشته شد و آنان در انتظار تأييد نشستند ، اما اين انتظار طولانى شد و جوابى نرسيد . در همين وضعيت انتظار - كه ماه رجب سال 1077 هم رسيده بود - بار ديگر شمارى از طرفداران دو طرف به ايجاد اختلاف پرداختند ، به طورى كه هواداران سعد و هواداران حمود با يكديگر درگير شدند . در واقع اين كسان در انتظار برافروخته شدن آتش فتنه بودند و با بروز اولين علائم اختلاف ، آنچه در سينههاشان پنهان گشته بود آشكار كردند . شعلههاى فتنه بالا گرفت و صداى تيراندازى از ورودى شعبها در شهر شنيده مىشد . سپاهيان و نيز بسيارى از رجال قبايل در اين فتنه درگير شدند . اين وقايع براى دو روز ادامه يافت تا آن كه مصلحين وارد شده و اختلاف را حل كردند . در اين درگيرىها چهار نفر كشته و شمار زيادى زخمى گشته بودند . به دنبال آن تأييد سلطان هم رسيد و آل زيد از آن مسرور شدند و مراسم معمول را
--> ( 1 ) . خلاصة الكلام ، ص 80 .